تبلیغات
آموزش زبان انگلیسی - مطالب مهر 1389
http://learningcenter.persiangig.com/header.gif
 
  خوراک | RSS
 خوراک وب


تماس با ما

 
* نام و نام خانوادگی:  
 
* آدرس ایمیل:  
 
موضوع پیام:  
 
*پیام:  
 


  پیوندهای روزانه


به مرکز آموزش زبان انگلیسی خوش آمدید

 
سلام دوست عزیز! از این که از میان انبوه سایت های آموزش زبان انگلیسی ، سایت ما را انتخاب کرده اید متشکریم. سعی ما بر آن است تا با فراهم کردن منابع آموزشی ( بسته های آموزشی ، کتاب های الکترونیک وایمیل های آموزشی ... ) ، در یادگیری و تقویت زبان انگلیسی شما سهیم باشیم. البته ، این تلاش و پشتکار شماست که متضمّن این موفقیت خواهد بود. از شما برای پیوستن به خانواده بزرگ مرکز آموزش زبان انگلیسی دعوت به عمل می آوریم.

   

   شوق دیدار
جمعه 30 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!



Description: به بهترین گروه یاهو ملحق شوید | کلیک کنید

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم

Description: به بهترین گروه یاهو ملحق
شوید
|
کلیک
کنید

وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم

Description: به بهترین گروه یاهو ملحق
شوید | کلیک کنید

Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ

Description: به بهترین گروه یاهو ملحق شوید | کلیک کنید

ادامه مطلب



   Nick from Manchester
یکشنبه 25 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

یک گفتگوی جالب بین یک انگلیسی و یک هندی اول به فایل صوتی گوش کنید اگه متوجه نشدید متن گفتگو رو در ادامه ی متن بخونید.

ادامه مطلب



   spoil
شنبه 24 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

تو این پست می خوام شما رو با یکی از کاربرد های جالب spoil اشنا کنم.

Spoil یعنی لوس کردن (بچه) (it means to allow a child to do or have every thing that they want)

مثال:

Stop keep saying yes at all time. You’re spoiling him.

انقدر چشم چشم نگو. تو داری لوسش می کنی.

 

شما می تونین از اصطلاح رایج spoil sb rotten هم به همین معنی استفاده کنین.

مثال:

They spoiled the child rotten dreadfully and now she’s becoming unbearable.

 اونا بچشونو به طرز خوفناکی! لوس بار اوردن و حالا داره غیر قابل تحمل میشه.

 

Spoiled هم یعنی لوس (به عنوان صفت).

مثال:

Girl A: guess what, I finally worked round the clock to get a used car

Girl B: (smirk) used? When I got my first car, it was new

Girl A: OUH, spoiled damned brat



   Nice Sentence
سه شنبه 20 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

You can tell the size of your God by looking at the size of your worry list 

The longer your list, the smaller your God

میتوانی اندازه خدا را با اندازه نگرانیهایت تجسم کنی.

هر چه نگرانی هایت بزرگتر باشند، خدا کوچکتر است.

 



   You and God
یکشنبه 18 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

People are often unreasonable, illogical and self-centered; Forgive them anyway.

 مردم اغلب غیر منطقی و خود محور هستند، با این حال آنها را ببخشید.

 

If you are kind, People may accuse you , of selfish, ulterior motives; Be Kind anyway.

 اگر مهربان باشید، ممکن است بگویند که تظاهر می کنید و انگیزه های پنهان دارید، با این حال مهربان باشید.

 

If you are successful, you will win some false friends and some true enemies;
Succeed anyway, people may cheat you; Be honest and frank anyway.

 اگر موفق باشید، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنین دشمنانی صادق، با این حال موفق باقی بمانید.

اگر صادق باشید، اشخاصی ممکن است سرتان کلاه بگذارند، با این حال صادق باقی بمانید.

 

 

What you spend years building, someone could destroy overnight; Build anyway.

 آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند، با این حال همچنان سازنده باشید.

 

 

If you find serenity and happiness, they may be jealous; Be happy anyway.

اگر خوشبخت شوید ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با این حال خوشبخت باقی بمانید.

 

The good you do today, people will often forget tomorrow; Do good anyway.

 کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با این حال به کار خوب خود ادامه دهید.

 

 

Give the world the best you have,and it may never be enough; Give the world the best you've got anyway.

 به دنیا خدمت کنید، هر چند ممکن است کافی نباشد، با این حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهید.

 

You see, in the final analysis. it is between you and God; It is never between you and them anyway.

می بینید که در نهایت آنچه هست، میان شما و خداوند است؛ هرگز میان شما و اشخاص نیست.




   common idioms
شنبه 17 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

1) beat about the bush : طفره رفتن ، حاشیه رفتن

Stop beating about the bush and tell me what happened

 

2) did sara pick you up at the airport

سارا تو فرودگاه دنبالت اومد

نکته : pick sb up یعنی دنبال کسی اومدن و بردن (come and take sth or sb)

 

3) it’s no use : فایده ای نداره

I tried to persuade Alex that he’s mistaken but it was no use

سعی کردم الکس رو قانع کنم که اشتباه می کنه ولی فایده ای نداشت

 

4) do time : اب خنک خوردن (در زندان)

He’s done time for armed robbery

اون بخاطر سرقت مسلحانه ، تو زندان اب خنک ! می خورد.

 

5) what do you think of  new teacher

 نظرت راجب معلم جدید چیه ؟

 

6) I mean, you don’t want people goofing off all the time on company but I think, you know, a few, a half an hour with people having some fun, that in the long run you’d have more productive and happy employees.

 

نکته ها :1- اصطلاح goof off دقیقا معادل waste time ـه یعنی تلف کردن وقت . مثلا اگه در مورد کار کردن بکار بره یعنی اینکه شما بجای کار کردن دارین وقتتون رو به بطالت می گذرونین و از کار کردن طفره میرین.             2- in the long run یعنی: در دراز مدت

 

معنی جمله : من خوب می دونم که تو نمی خوای مردم دم به دم تو شرکت از کار کردن طفره برن اما من فکر می کنم تو خوب می دونی که اگه کمی ، نیم ساعت ، با افراد خوش مشربی کنی ، در دراز مدت کارمندانی شاد و مفید خواهی داشت .

 

7) excuse the mess : ببخشید که اینجا بهم ریخته ست

 

8) wet blanket : ادم حال گیر ، ادم ضد حال ، ایینه ی دق

Wet blanket : a person who spoils other people’s fun

 

9) it takes : نیاز داشتن ، لازم بودن

It takes a long time to learn a language

زمان زیادی لازمه که یه زبانی رو یاد بگیری

 

10) have what it takes : دارا بودن توانایی های لازم برای انجام کاری

You have what it takes to be a businessman

تو همه ی ویژگی های لازم برای تاجر شدن رو داری

 

11) are you nuts : خل شدی؟

 

12) I feel like I’ve been re-born : احساس می کنم که دوباره متولد شدم

13) we had great fun at the party : مهمونی خیلی خوش گذشت

 

14) take a joke : جنبه یا تحمل شوخی داشتن

The trouble with sara is she can’t take a joke

مشکل سارا اینه که اون جنبه ی شوخی نداره

 

15)

A : you’ve been reading my letters again , mom.what gives you the right to do so

B : well , I’m your mother and I believe I have the right to read your letters.

A : مامان باز که نامه هاموخوندی . به چه حقی این کار رومی کنی؟

B : خوب من مادرت هستم و معتقدم این حق رو دارم که نامه هات را بخونم .

 

نکته : have the right to do sth : حق انجام کاری رو داشتن



   James Blunt - Goodbye My Lover
سه شنبه 13 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

Did I disappoint you or let you down
آیا تو را ناکام گذاشته ام یا اینکه ناامیدت کرده ام؟

Should I be feeling guilty or let the judges frown?
آیا باید احساس گناه کنم یا اینکه بگذارم قاضی ها قضاوت کنند؟

Cause I saw the end before we'd begun,
برای اینکه من قبل از شروع پایان کار را دیدم

Yes I saw you were blinded and I knew I had won.
بله دیدم که تو کور شده ای و نمی بینی و من برنده شده ام

So I took what's mine by eternal right.
پس من هر چه که به من تعلق داشت را به وسیله ی حق همیشگیم برداشتم

Took your soul out into the night.
و روح تو را به تاریکی بردم

It may be over but it won't stop there,
شاید همه چیز تمام شده باشد ولی اینگونه باقی نمی ماند

I am here for you if you'd only care.
من به خاطر تو اینجا هستم اگر برایت اهمیتی داشته باشد

You touched my heart you touched my soul.
تو قلبم را تسخیر کردی تو روحم را تسخیر کردی

ادامه مطلب



   The letter to God
دوشنبه 12 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

There was a man who worked for the Post Office whose job it was to process all the mail that had illegible addresses.One day, a letter came addressed in a shaky handwriting to God with no actual address. He thought he should open it to see what it was about. The letter read



http://www.craftytv.com/blog/wp-content/uploads/2010/02/letters-to-god.jpg

ادامه مطلب



   قورباغه ها
شنبه 10 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!


Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition.

 

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدند .

 

The goal was to reach the top of a very high tower
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

 

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ...

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...

 

The race began....

و مسابقه شروع شد ....

ادامه مطلب



   Eminem Ft. Rihanna - Love The Way You Lie
چهارشنبه 7 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!




خواننده: Eminem Ft. Rihanna
آهنگ: Love The Way You Lie

Rihanna:

Just gonna stand there
فقط اونجا می مونی
 
And watch me burn
و سوختن منو میبینی

But that's alright
ولی این خیلی خوبه
Because I like
چون من دوست دارم

The way it hurts
آزارم بدی

Just gonna stand there
فقط اونجا می مونی

And hear me cry
و صدای گریه منو می شنوی

But that's alright
ولی این خیلی خوبه

ادامه مطلب



   یک شعر زیبا از یک کودک آفریقایی
سه شنبه 6 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

یک شعر زیبا از یک کودک آفریقایی


 

این شعر انگلیسی نامزد جایزه ادبی 2005 بوده که از سوی یک کودک افریقایی (Malcolm X) ارائه شده است. 

A poem written by an African child (Malcolm X) and was nominated for the best poem of 2005.

 

,When I born, I Black

When I grow up, I Black,

When I go in sun, I Black,

When I scared, I Black,

When I sick, I Black,

...And when I die, I still black

And you white fellow,

When you born, you Pink,

When you grow up, you White,

When you go in sun, you Red,

When you cold, you Blue

when you scared, you Yellow,

When you sick, you Green,

And when you die, you Gray...

And you call me colored!? 

زمانی که چشم به جهان گشودم سیاه بودم

بزرگ که شدم باز سیاه بودم

زیر آفتاب همچنان سیاه بودم

اگر از چیزی می ترسیدم سیاه بودم

پس از مرگ نیز سیاه خواهم بود

و تو ای سفید پوست

  زمانی که به دنیا آمدی صورتی بودی

اما بزرگ که می شوی سفید می شوی

در زیر آفتاب قرمز می شوی

سرما رنگ رخسارت را آبی می کند

اگر بترسی رنگت زرد می شود

و وقتی بیماری سبز می شوی

در زمان مرگ خاکستری خواهی بود

و آنگاه مرا رنگین پوست می نامی!؟

 مترجم: مهدی محمد دوست



   Tall people earn more - درآمد قد بلندها بیشتر است
سه شنبه 6 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

Tall people earn more

درآمد قد بلندها بیشتر است

http://cnx.org/content/m22603/latest/graphics1.png

 

محققان در استرالیا کشف کرده اند که افراد قد بلند در مقایسه با همقطاران کوتاه قدتر خود، درآمد بیشتری دارند. محققان استرالیایی همچنین کشف کرده اند که افراد تپل تر نسبت به افراد لاغر درآمد بیشتری دارند.

به گزارش گوش بدهید

The long and short of this Australian report is that tall workers earn significantly more than their vertically challenged counterparts. A six foot man can expect a windfall of almost $750 a year.

The researchers found there were practical reasons why the size gap translated into a pay gap. Tall people were sometimes more capable of performing certain physical tasks, like reaching high shelves. But the discrepancy is explained mainly by discrimination, the simple fact that society tends to look on tall people as more powerful and smarter, even when they're not.

The study from the Australian National University also found that slimmer workers tend to get slimmer pay packets. Fat men earn 5% more than their slender colleagues.

the long and short of
توضیح کلی درباره موضوعی

vertically challenged
به طور غیرمستقیم فردی را کوتاه قد توصیف کردن

counterparts
همتایان

windfall
در اینجا: پول باد آورده

translated into
در اینجا: پولی که به طور غیرمنتظره برده یا دریافت شود

discrepancy
تفاوت مشهود میان دو چیزی که باید مشابه باشند

discrimination
تبعیض

discrimination
تبعیض

tend to get slimmer pay packets
معمولا درآمد کمتری دارد

slender
لاغر

بی بی سی



   Nice Sentence
دوشنبه 5 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

 زیبا است که ببینیم کسی میخندد

و زیباتر اینکه بدانی خودت باعث خنده اش شده ای

The  most beautiful thing is to see a person  smiling 

 and even more beautiful, is to know that you are

 

 



   Child directs air traffic at JFK - هدایت ترافیک هوایی فرودگاه جان اف کندی، توسط یک کودک
یکشنبه 4 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

Child directs air traffic at JFK

هدایت ترافیک هوایی فرودگاه جان اف کندی، توسط یک کودک

HTML clipboard

مقامات آمریکایی در حال تحقیق در این باره اند که چگونه به یک پسر بچه اجازه داده شده هدایت هواپیماها در فرودگاه جان اف کندی نیویورک را به دست بگیرد. خلبانان هواپیماها با کمال تعجب صدای یک پسر بچه را شنیدند که از برج مراقبت فرودگاه آنان راهدایت می کرد.

ادامه مطلب



   Nice Sentence
یکشنبه 4 مهر 1389  نویسنده : هدی م  نظر دهید!

Beauty is not in the face; beauty is a light in the heart 

~ Kahlil Gibran~

زیبایی در چهره نیست ؛ زیبایی نوری در قلب است



.:: صفحات وب ::.

(تعداد کل صفحات=2) :   1، 2،  
  آرشیو


  جستجو در سایت



  آمار زنده سایت

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

 


  لینک سرا
· مرکز مشاوره افق
· دانلود کتاب
· وبلاگ انگلیسی سامی یوسف
· آمار لحظه ای جهان
· آموزش کامپیوتر
· گروه الهه موفقیت
· بانک عکس ایرانیان
· پایگاه تفریحی ایرانیان
· بروزترین سایت تفریحی

:: کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به این تیم اینترنتی می باشد ::

Theme Dseigned By : Shirazihaa.Com